شب بو

دل نوشته ها، از همه چیز و همه جا

اهل دانشگاهم

مهر۲۵

به قول شاعر که می‌گه:

اهل دانشگاهم

رشته ام علافیست،

جیب‌هایم خالیست.

پدری دارم  حسرتش یک شب خواب!

دوستانی همه از دم ناباب،

و خدایی که مرا کرده جواب.

اهل دانشگاهم

قبله ام استاد است، جانمازم نمره!

خوب می‌فهمم، سهم آینده من بیکاریست.

من نمی‌دانم که چرا می‌گویند

مرد تاجر خوب است  و مهندس بیکار

و چرا در وسط سفرهٰ ما مدرک نیست.

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.

باید از مردم دانا ترسید! باید از قیمت دانش نالید!

وبه آنها فهماند

که من اینجا فهم را فهمیدم،

من به گور پدر علم وهنر خندیدم…

در دسته : طنز

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود

وب سایت آزمایشی

متن دیدگاه شما :