شب یلدا
سلاااام
بعد از دوران غیبت کبری! دوباره اومدم به وبلاگم و شما
دوستان عزیز سر بزنم
این اردک بیچاره رو ببینین(بیشتر شبیه کلاغه!). حال من یه چیزی تو همین مایههاست…

کم کم به این واقعیت رسیدم که : “زگهواره تا گور دانش به زور!”
واسه زندگی بهتر و راحتتر باید اینو سر لوحه قرار داد! بله
(این چیزی نیست… بچگی داداشه است که نافشو با سیم کامپیوتر بریدن. گفتم یه یادی ازش کرده باشم!
) بگذریم…
…کاش یه روزی بیاد که اونجوری که باید بشه، بشه و نشه که یه وقت نشه!!!
اونوقت همش اینجام و کلی برنامه دارم…![]()
نزدیک شب یلداست. امیدوارم ایام خوبی در کنار جمع دوستان و خانوادتون داشته باشین. به دور از غیبت
و پرخوری
و رنجوندن همدیگه.
از لحظات قشنگ پاییزیتون لذت ببرین

به امید فردایی بهتر…![]()
اهل دانشگاهم
به قول شاعر که میگه:
اهل دانشگاهم
رشته ام علافيست،
جيبهايم خالیست.
پدري دارم حسرتش يك شب خواب!
دوستاني همه از دم ناباب،
و خدايي كه مرا كرده جواب.
اهل دانشگاهم
قبله ام استاد است، جانمازم نمره!
خوب ميفهمم، سهم آينده من بیكاريست.
من نميدانم كه چرا ميگويند
مرد تاجر خوب است و مهندس بيكار
و چرا در وسط سفرهٰ ما مدرك نيست.
چشم ها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد.
بايد از مردم دانا ترسيد! بايد از قيمت دانش ناليد!
وبه آنها فهماند
كه من اينجا فهم را فهميدم،
من به گور پدر علم وهنر خندیدم…
زن
زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند
ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر…
مي تواند تنها يك همسر داشته باشد
و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي ….
براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است
و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني …
او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي …
او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني….
او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد ….
او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ….
او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر …
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛
پیر می شود و میمیرد…
و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند
چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،
زمان، جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش
گام های شتابزده جوانی برای رفتن، و درد های منقطع قلب مرد؛
سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد،رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند…
و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد…!
و این رنج است…
“دکتر علی شریعتی”
چرا خدا مردها را آفرید؟
فکر میکنید چرا خدا مردها را آفرید؟
1- هدف خاصی نبود
2- گِل اضافه مونده بود
3- نسخه آزمایشی بود
4- پیش میاد دیگه
چرا خدا مردها را از روی زمین برنمی دارد؟
1- از نظر ما مردها وجود خارجی ندارند
2- مگه ما روی زمین مرد هم داریم?!
3- وجود اینگونه از موجودات برای موازنه جمعیت روی زمین ضروری به نظر میرسد
4- حالا چه عجله ایه؟
اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید؟
1- چیز خاصی نمی آفرید
2- پیراشکی
3- خروس دریایی
4- فضای خالی (خلاء)
اگر جمعیت مردها منقرض شود چه می شود؟
1- مگه قراره اتفاقی بیافته؟
2- اکوسیستم به شرایط بدون پارازیت برمی گردد
3- گزینه1
4- گزینه2
چه وقت مردها عاشق می شوند؟
1- چه وقت مردها عاشق نمی شوند!
2- هر وقت مامانشون بگه
3- چون یکدفعه می شوند خودشان هم نمی دانند که کی می شوند
4- هروقت حوصله کار دیگه ای نداشتن
مردها چه وقت عشق قبلی خود را فراموش می کنند؟
1- در همون وقتی که عشق جدید خود را کشف می کنند
2- کدوم عشق قبلی؟
3- عشق قبلی چیه؟
4- عشق چیه؟!
مردها وقتی تصمیم به ازدواج می گیرند چه کار می کنن؟
1- اون موقع نمی تونن کار خاصی بکنن
2- تمام تلاششون رو می کنن که بتونن یه کاری بکنن!
3- در این برهه زمانی هیچ کس نمی فهمه که اونا دقیقاً چی کار میکنن
4- یه دوره کلاسهای فشرده بازیگری میرن
مردها چطور زن زندگی شون رو می گیرن؟
1- با دست
2- با تور
3- با چنگول
4- با زبون چرب
معیار مردها برای انتخاب همسر چیه؟
1- هر که پیش آمد خوش آمد
2- به قول مادر بزرگِ پسر، دختر مثل پارچه می مونه. هر روز یه مدل بهترش میاد، وامیستن بهترش بیاد
3- ده بیست سی چهل
( سه گزینه داره)
————————————————————————
چند بار گفتید واقعاً،واقعاً !!؟ خیلی به مردها خندیدید! دلتون خنک شد!؟
پس نتيجه اينكه: خدا مردها را آفريد كه گاهي خانمها را بخندانند و اغلب اوقات آنها را حرص بدهند!
————————————————————————
مطلب طنز بود. جدی نگیرید!
با تشکر
تولد
سلام
میدونین امروز چه روزیه؟
…چی؟ نه؟
خب حق دارید. نخواستم ریا بشه که بگن اسمشو تو تقویم ثبت کرده و تعطیل رسمیه و میلاد و مهرداد و مجید و… این حرفاست
امروز یکی از باشکوهترین روزهای ساله! سالروز میلاد یک اعجوبه!
بمب استعداد و خلاقیت، باهوش و زیبا و متفکر و فروتن… به چی فکر میکنین؟
نه! فکرتونو منحرف نکنین. منظورم از این انسان فرهیخته خودم بودم
حتماً میگین چقدر متواضع هستم! وگرنه باید یه کتاب از خصوصیات بارزِ اخلاقیم چاپ میکردم و خودمو به دنیا میشناسوندم. همونطور که گفتم نخواستم ریا بشه. معروفیت دردسر میاره که من اصلاً حوصله اش رو ندارم
البته همه میدونیم که آرزو بر جوانان عیب نیست…
از همهٔ دوستانی که تبریک گفتن و لطف کردن و به یادم بودن ممنونم
و در آخر شاعر میگه:
به لب جوی بشین و ببین عمرت داره چه زود میگذره!دیدی؟حالا برو غصه بخور چون چند صباح دیگه جناب عزرائیل یه مصاحبه خصوصی باهات داره…
تولدت مبارک! >:)
تقدیمی
سلام
بازم لارج بازی درآوردم
و این کیک رو که دست پخت خودمه به شما تقدیم میکنم.
عکسش مالِ شما زحمت خوردنش با ما!
به این نتیجه رسیدم که آدم از بیکاری شکوفا میشه! و هنرهاش کمکم گل میکمه.
البته باید دقت کرد که موقعِ جوونه زدن زیاد آب به خودتون (کارهاتون) نبندید که میگندین و جوونهها کپکو میشن
کُن کووور!
سلام همراهانِ همیشگی و مشتاق وبلاگ!(برای صندلی های خالی نطق میکنم)
با عرض پوزش از تاخیر، باید به خدمت تمــــامی شما عزیزان برسانم که چندیست در رَهِ کسب علم و دانش، کمرِ همت بسته ایم (شاهد هم دارم؛ برادرم)
و از به روز رسانیِ وبلاگ معذوریم. باشد که در فرصتی مناسب از خجالت شما و خودمان و وبلاگ و کلاً اینترنت در بیاییم!
با آرزوی موفقیت برای تک تک شما و خودمان، درود و دو صد بدرود!







